قصه صاف

 مشروح این داستان در بحار الانوار مرحوم مجلسی  باب فضائل الامام الحسین آمده است

در مدینه حسین باغی داشت

پرثمر ، با شکوه، خوش اطراف

باغ سر سبز را وجین میکرد

باغبانی که بود نامش صاف

 

فصل گیلاس بودو زردآلو

میو ها را زمان چیدن بود

از درختان پر ثمر آنروز

حضرتش را هوای دیدن بود

 

جمعی از دوستان خود را برد

تا که از باغ میوه بر چینند

یا تماشای باغ خرم را

زیر پای درخت بنشیند

 

حضرت از پشت در نگاهی کرد

صاف، مشغول خوردن نان بود

در کنارش ولی سگش را دید

که داران سفره نیز مهمان بود

 

 

دید از روی مهر و شفقت و شوق

صاف میکرد لقمه را به دو نیم    

تکّه قرص نان گندم را

کاملاً بین خویش و سگ تقسیم

 

پشت نخلی نشست و دید غلام

خورد نان را و شکر رحمان کرد

طلب رحمت از خدای کریم

بهر خویش از خدای منّان کرد

 

طلب عزّت از خدا آنگاه

کرد بهر حسین مولایش

وارد باغ شد امام . غلام

از ادب اوفتاد بر پایش 

 

ایهالصاف السّلام علیک

صاف بر خواست با ادب از جای

با هزار احترام وکرنش گفت

و علیک السّلام یا مولای

 

عذر تقصیر را به جای آورد

که چنین گشته بود غافلگیر

خواست کان معدن کرامت و جود

بگذرد بر وی از سر تقصیر

 

گفت مولای کاینات: ای صاف

بگذر از من بیا حلالم کن

وارد باغ تو شدم بی اذن

بعد ازین میهمان خیالم کن

 

من و اصحاب میهمان تو ایم

ساز کن رسم میهمان داری

باغ از آن توست ، بعد از این

میهمّانیم میهمان آری

 

صاف باور نکرد، حیران شد

دید یک دم به دیده تردید

غافل از آنکه کان فضل و کرم

باغ را از کرم به او بخشید

 

بعد ازین بذل از غلام کریم

گشت از علّت کرم جویا

که چرا نان خود به سگ دادی

صاف شد در جواب او گویا

 

من غلام تو ام من و سگ تو

خورده ایم ای امام نان تورا

شرم کردم گرسنه بگذارم

این چنین کلب آستان تورا

 

سگ سگ کوی توست یا مولا

نانم از سفره ی تو می آید

از سگ کوی تو حیا کردم

سگ کوی تو سیر می باید

 

ناگهان دید از سر شفقت

اشک های حسین جاری شد

ریخت باران اشک از دیده

باغ از اشک آبیاری شد

 

معدن جودو کان فضل و کرم

کیسه از هزار درهم داد

گفت ای صاف نیک بخت ترا

کردم از بند بندگی آزاد

 

 

 

ای غلام کریم من امروز

در تو دریایی از ادب دیدم

باغ و سگ را هزار درهم را

و خودت را زمهر بخشیدم

 

در طلب آی سید عبداللّه

فارغ از بند این قوافی باش  

باغ فضل حسین اگر خواهی

عشق را مثل صاف صافی باش

 

/ 10 نظر / 18 بازدید
شعر زلال

به نام خدا خداوند شاه و گدا عزیزی که جان مرا خلق کرد تـوکّل دریـن ابتـدا بدان مقتدا با سلام و احترام و سپاس بیکران خدای ناظر را که برایمان عمری عطا فرمود تا از کلام و احساس روانتان بیاموزیم و مستفیض حالتان گردیم. با زلالهایی نوشیدنی از شاعرانی زلالدل بروز و منتظر نظرات و انتقادات شما عزیز و گرامی هستیم. برایمان بنویسید که آیا آینده ی قالب گسترده ی زلال را چگونه می بینید؟! آیا امکانش هست که در آینده ای دور و نزدیک شاهد هنر نمائی شخصیّت هایی از نسل جدید در این ژانر گسترده باشیم؟! برایمان بنویسید که آیا مشخصّه ی اصلی این سبک، ساده و شفاف گویی و رساندن پیام بصورت رک و پوست کنده می باشد؟( ولو مزیّن به آرایه های ادبی ). http://sherezolal101.blogfa.com/

گذر از ناسوت/فاطمه صمدی(مهتاب)

[گل][گل]***************[گل][گل][گل]***************[گل][گل] گذر از ناسوت با " حرکت " چشم به راه مهربانی هاتون[گل] [گل][گل]***************[گل][گل][گل]***************[گل][گل]

سید حسن مبارز

سلام استاد بسیار زیبا و دلنشین بود . دست مریزاد طاعات و عباداتتان قبول باشد و دعا گوی وجود شریفتان هستم . استاد اگر قدم به ملک خراسان نهادید ما را بی خبر نگذارید . یاحق

حسین حقیقی مقدم

سلام. اگر به وب من بیاید ممنون میشم.[گل] اینو یه ناشناس برام فرستاد......( دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند .شبی خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد . مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون بدست آورد . به دست کسی دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد. اگر به زینب اعتقاد داری این پیام واسه 20 نفر بفرست 20 روز دیگه منتظر معجزه باش

گذر از ناسوت/فاطمه صمدی(مهتاب)

[گل][گل] اللهم انی اسئلک خیر ما سئلک منه عبادک الصالحون [گل][گل] ********************عید بر شما مبارک******************** [گل][گل] [گل][گل] گذر از ناسوت با یک غزل به روز است [گل][گل] گلریز قدم هاتون [گل][گل]

شعر زلال

به نام خدا خداوند شاه و گدا عزیزی که جان مرا خلق کرد. تـوکّل دریـن ابتـدا بدان مقتدا سلام بر خدمت شما زحمتکش عرصه ی ادب و هنر. خدا را سپاس که باز از رهنمودها و احساس های منوّرتان کسب معرفت نموده و مستفیض کلام شفّاف و شیرینتان می باشیم. با آثاری از فرشتگان زلال بروز و منتظر نقد و نظرتان هستیم. خواهشمندیم شعرهای زلال را با تأملی بیش از پیش ، پیگیر باشید! و آنگاه، برایمان بنویسید که آینده ی زلال را چگونه می بینید؟! آیا تا به حال تعاریف و قواعد شعر زلال و یا بطور کلی عبارت « سبک زلال » را از اینترنت جستجو نموده اید؟! آیا معرّفی و تبلیغ و شناساندن « شعر زلال » بر نسل فعلی و آتی را ضروری میدانید؟ اگر نظرتان منفی است علّت را مرقوم فرمایید و اگر نظرتان مثبت است چه راه حلّ هایی را در گنجینه ی نگاهتان دارید؟ http://sherezolal101.blogfa.com/

حسین سنگری

درود بر شما جناب حسینی گرامی بروزم با یک غزل عاشورایی و منتظر نقد و نظر شما [گل]

علی هوشمند

درود بر سید نازنین ! شعر زیبای علامه را خواندم و لذت بردم . زنده باد

علی هوشمند

درود بر سید نازنین ! شعر زیبای علامه را خواندم و لذت بردم . زنده باد